خیلی وقته به هیچ جا احساس تعلق نمی کنم. خیلی وقته به هیچکس احساس تعلق نمی کنم. خیلی وقته همه غریبه شدن برام.

دردم؟
دردم اینه که دنبال جایی می گردم که بهش تعلق داشته باشم. دنبال کسی می گردم که بهش تعلق داشته باشم. چنین جایی یا کسی روی زمین نیست..

به خاطر همین از شهرم بریدم و حاضر شدم برای دانشگاه بیام اصفهان.. اصفهان هم که نه، بیابونی در اطراف اصفهان! اما اونجا نباشم.. چون احساسی نسبت به شهر خودم نداشتم.

حتی وقتی خبر رفتن از وبلاگم رو هم دادم کسی دنبالم نیومد. هیچکس دنبال من نیست. هیچ کس دنبال من نمیاد. هیچ کس شبیه خونه نیست. هیچ جا خونه ی من نیست.
من راه رو گم کردم. خونه ی من کجاست؟